برنامه معرفت چهارم مرداد ۱۳۹۲

قاعده ۳۱: توارد العلتین علی معلول واحد محالٌ
۱۳۹۲-۰۵-۰۳
افراط تشبیه و تفریط تنزیه حق تعالی
۱۳۹۲-۰۵-۰۵
نمایش همه

برنامه معرفت چهارم مرداد ۱۳۹۲

دل دریچه دلبری است
مشخصات فایل

نام فایل:حکایتی از مصیبت نامه شیخ عطار

موضوع برنامه: اندیشه های عطار نیشابوری

مدت زمان برنامه: ۴۶ دقیقه

حجم فایل تصویری با بهترین کیفیت:  ۱۵۶مگابایت (MP4)

حجم فایل متنی: به زودی

حجم فایل صوتی: ۲۱ مگابایت (MP3)

مختصری از متن برنامه:

با عرض سلام خدمت بینندگان عزیز دوستان خوب و همراهان همیشه صمیمی برنامه معرفت. همان طور که استحضار دارید در گلشن اندیشه های شیخ عطار هستیم و از سخنان حکیمانه دکتر ابراهیمی دینانی بهره می بریم.

کاملی گفتست آن بیگانه را                         کاخر ای خر چند روبی خانه را

چند داری روی خانه پاک تو                       خانه چاهی کن برافکن خاک تو

تا چو خاک تیره برگیری ز راه                    چشمهٔ روشن برون جوشد ز چاه

آب نزدیکست چندینی متاب                       چون فرو بردی دو گز خاک اینت آب

کار باید کرد مرد کار نیست                      ورنه تا آب از تو ره بسیار نیست

ای دریغا روبهی شد شیر تو                    تشنه میمیری ودریا زیر تو

تشنه ازدریا جدائی میکنی                       بر سر گنجی گدائی میکنی

ای عجب چندان ملک در دردورنج             بر سر گنجند و میجویند گنج

تا نیامد جان آدم آشکار                        ره ندانستند سوی کردگار

ره پدید آمد چو آدم شد پدید                     زو کلید هر دو عالم شد پدید

آنچه حمله عرش میپنداشتند                    تا بتوفیق خدا برداشتند

آن دل پر نور آدم بود و بس                   زانکه آدم هر دو عالم بود و بس

متن برنامه

فجر تا سینه آفاق شکافت                چشم بیدار علی خفته نیافت

تا باده عشق در قدح ریخته اند        و ندر پی عشق عاشق انگیخته اند

با جان و روان بوعلی مهر علی          چون شیر و شکر به هم در آمیخته اند

حکایت کامل و بیگانه؛ انسان دو عالم دارد

شیخ عطار در این داستان دو نکته را طرح می کند یکی تقابل و برخورد کامل و بیگانه و دیگر اینکه انسان دو عالم دارد .

کامل و بیگانه دو اصطلاحی است که شیخ عطار آنها را در نسبت با ارتباط با حق مطرح می کند به این ترتیب که کامل کسی است که با حق تبارک وتعالی آشناست، با او ارتباط دارد و از جانب او سخن می گوید و بیگانه کسی است که کامل نیست به این ترتیب اگر کسی کامل نباشد بیگانه است.

ظاهر داستان این است که کامل به بیگانه می گوید در رسیدگی به امور روزمره خانه دچار افراط شده است و بهتر است که چاه بکند واین زبان رمز و ادب این واقعیت است که پرداختن مفرط به امور ظاهری انسان را از پرداختن به باطن خود باز می دارد و چاره این است که انسان از طریق اندیشه به چاه باطن و قلب برود تا به آب معرفت که حیات ابدی به اوست برسد.

این قصه شرح حال واقعی همه انسان های کامل نسبت به انسان های غیر کامل است که شیخ عطار هنرمنداه آن را بیان کرده است و از اینجا می توان به اهمیت سخن پی برد آن اینکه سخن خانه اندیشه است . هر موجودی خانه ای دارد اندیشه نیز به زبان می آید و درآن خانه می کند.

این مطلب مقدمه نکته ای است که شیخ عطار ان را در بیت اخر بیان کرده است و آن این است که انسان دو علم دارد یک عالم تن ویک عالم اندیشه . اندیشه از منشا خود که بیرون از تن است با تن ارتباط برقرار می کند و اگر چه که سلامت تن اگر چه در اندیشیدن موثر است اما ابزار اندیشیدن است نه موجد آن.

در ادامه بخوانید:  ویژه برنامه معرفت اول فروردین ۱۳۹۵

بزرگی در باب تمیز عالم اندیشه و تن این مثال راطرح می کند که اگر یک ولی کامل که صاحب فضایل است و یک انسان شرور که  صاحب رذایل است هر دو به دلیل بیماری به طبیب مراجعه کنند طبیب در طبابت خود آنچه را مد نظر قرار می دهد طبیعت آنهاست نه فضیلت یا رذیلت آنها . عطار نیز با خانه دادن به فضایل اندیشه در زبان ما را از آنها بهره مند ساخته است.

طبیعت نسبت به اندیشه وآثار آن که فضیلت و رذیلت از جمله آنهاست حالت یکسان دارد و منشا آثار اندیشه نیز همان که است منشا خود اندیشه و به این ترتیب با هدایت درست اندیشه انسان می تواند به فضیلت و مکارم اخلاقی دست یابد.

 به واقع اندیشه پلی به سوی عالم بی نهایت است زیرا که میتواند بی نهایت را ادراک کند. همه موجودات  از جمله تن آدمی متناهی است و متناهی نمی تواند نا متناهی را ادراک کند .

انسان ها از ازل تا ابد فراد یک نوع اند اما ضمن آن هر انسانی یکه است وبه این ترتیب چاه معرفت هر انسانی منحصر به خود است که باید خود آنرا بجوید. درست است که آدمی به کسب معرفت از بیرون می پردازد اما کسب معرف بیرونی باید جنبه اعدادی داشته باشد به این معنا که باید موجب جوشش معرفت از چاه درون بشود در اینصورت است که از وصل معرفت کسب شده به معرفت درون معرفتی حاصل می آید که خاص الخاص صاحب ان است در غیر اینصورت معارفی که انسان کسب میکند تنها مجموعه ای از محفوظات خواهند بود.

بزرگی گفته است دیالوگ به واقع ارتباط و ترکیب دو مونولوگ است به این ترتیب که هر یک از طرفین گفتگو ابتدا با خود حدیث نفس می کند سپس در بیان آنرا با دیگری در میان می گذارد به این ترتیب هر یک از طرفین پیش از بیان به آنچه می گوید از درون آگاه است جز این به واقع گفتگو نیست بلکه تبادل صوت است.

 عطار با بهره گرفتن از چاه معرفت خود به زیبایی آه رادر برابر چاه می آورد. آه آمدن از اعماق و چاه رفتن به اعماق است و وجود آه حاکی از وجود چاه است.

طبق گفته شخص کامل کندن چاه چندان سخت نیست ضمن آنکه آغاز کردن به آن نسبت به عمیق کندن آن اولی دانسته است اما به این نکته باید توجه کرد که چاه معرفت همه افراد به یک اندازه آب ندارد . چاه معرفت برخی انسانها چون حضرت مولا علی (ع) بسیار عمیق وبه دریاهای هستی واصل است واین دریا بی کرانه معرفت حق تبارک و تعالی است. قران کریم فرموده است خداوند ” رفیع الدرجات و ذوالعرش المجید ” است و مجید یعنی بالایی که فوق آن متصور نیست. در اینجا این پرسش پیش می آید که آیا حق تبارک و تعالی صاحب درجات است؟ پاسخ این است که خیر زیرا که حق تبارک و تعالی به اصطلاح حکما موجودی مشکک و ذو مراتب نیست بلکه واحد شخصی علی الاطلاق است و مطلق درجه ندارد. آن را به درجه طالبان معرفت حق تبارک و تعالی معنی می کنم و اینکه درجه طلب سالکان معرفت حق تبارک وتعالی به میزان اشتیاق آنها در وصول به حق مگر درمقام فنا و اطلاق که محل بحث ما نیست متفاوت است. درجه تاثیر و سوزندگی آه انسان نیز به اندازه عمق چاه  معرفت اوست و انسان خود نیز از میزان آن آگاه است. گاه انسانی چون حضرت مولا علی (ع) آه می کشد ” فتنفس سعدا ” و این اتفاقا در همان زمانی است که حضرت با چاه درد دل گفته است.

در ادامه بخوانید:  برنامه معرفت ۱۵ آذر ۱۳۹۲

عطار در جای دیگری گفته است

خوشا آنان که اشک و آه دارند                میان خانه دل چاه دارند

خوشا آن اشک و خوش آنآهی که هر شب      به نخلستان مولا راه دارد

بنابراین شیخ عطار این قصه را از آه و چاه مولا پرداخته است.

مولانا می فرماید

آه می گویم رسن شد آه من             گشت آویزان رسن در چاه من

این رسن بگرفتم و بیرون شدم          شاه و زفت و فربه وگلگون شدم

در بن چاهی همی بودم زبون             در همه علم نمی گنجم کنون

مصرع آخر حاکی از عمق چاه معرفت است. مولانا این مضامین را از عطار و عطار آنها را از حضرت مولا علی (ع) گرفته است.

اشک نیز از آثار چاه معرفت است و به واقع آبی است که از وجود چاه معرفت خبر می دهد. تا مادامیکه این آثار حداقل برای خود شخض ظاهر نشود ( نشان ازگرفتاری انسان به ورطه ظاهردارد .) آثار چاه معرفت می توانند انسان را از میزان عمق معرفت او آگاه کنند. چاه معرفت انسان به عالم مجردات، هاهوت وملکوت متصل است. به این ترتیب این گفته حضرت مولا علی (ع) که بکا مفتاح رحمت است معنی می شود زیرا آب معرفت در واقع آب رحمت است.

ره پدید آید چو آهت دم زند          نور می بر کلبه آدم زند

می به معنای آن است که معرفت که با مفاهیم آغاز میکند به جایی می رسد که از مفاهیم عبور می کند و با عشق متحد    می شود که همان عشق حق تبارک و تعالی باشد به عبارت دیگر معرفت همچنان پیشتر و پیشتر می رود تا به جایی که جز حق تبارک و تعالی نمی ماند ، تا  “خورشید می از مشرق ساغر طلوع کرد ” (حافظ) و این همان مقام فنا ی انسان در معرفت حق است.

نور عرش به واقع نور دل انسان کامل است و قلب انسان کامل عرش الرحمن. انسان کامل عرش خداست و عرش خداوند نور معرفت است. به این ترتیب مقام معرفت تا بدین پایه بلند است. در  جایی که حضرت مولا (ع) می فرماید هنگام شب چشمان اودو چشمه جوشان اند به این واقعیت اشاره می کند که همین دوچشم ظاهر او به منبع غیب معرفت متصل اند و نور چشم در واقع نور معرفت است که از همین مشرق است. و هستی از مشرق وجود انسان طلوع می کند یعنی هستی به وجود انسان هستی است. شب قدر نیز شب طلوع هستی است و خود انسان مطلع الفجر است. در شب قدر حقایق بی شکل و اندازه به شکل و اندازه می آید. بطور کلی شب عمیق است و بنابراین با چاه معرفت بسیار ارتباط دارد از این رو اصحاب دل بسیار با آن مانوسند

شب ز اسرار علی آگاه است            دل شب محرم سر الله است

شب شنیدست مناجات علی            جوشش چشمه عشق ازلی

شب علی دید و به نزدیکی دید             گرچه او نیز به تاریکی دید

امساک در ماه رمضان نیز در واقع بستن درهای ناسوت برای افتتاح در عالم ملکوت است. اینکه ماه رمضان ماه مهمانی خداست به این معناست که از عالم طبیعت لب فروبستی و از عالم ملکوت ارتزاق می کنی از آنچه از حق میرسد.

لینک دانلود
Video-DownloadText-DownloadSound-Download Youtube-download

10 دیدگاه ها

  1. مریم سیاس گفت:

    درود بر شما مانده نباشید از تلاش هایتان بی نهایت سپاسگزارم متن معرفت ۴ مرداد را آماده کرده ام اما اشکالی وجود دارد که از طریق ایمیل نمی توانم آنرا برایتان ارسال کنم لطفا راهنماییم بفرمایید ضمنا در حال کار بر روی پوسته تارک هستم امیدوارم بتوانم کاری کاملی را که مطلوب نظرتان قرار بگیرد ارائه دهم سپاسگرارم و منتظر

  2. مریم سیاس گفت:

    درود بر شما . در باب خاص الخاص شدن معرفت (معرفت – ۹۲/۵/۴) این مطلب جناب پروفسور را در شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی نزدیک و به غایت زیبایی و کمال یافتم:
    تآمل و توجه باطنی موجب التفات به جهان بیرون از افقی برتر٬ ژرف تر و گشاده تر است و در حالیکه میدان حواس محل آشوب است ورود به صحن عقل امور را سامان می بخشد بنابراین عالم از منظر عقل به خلاف آنچه در نظر حواس است واجد عمق٬ نظام و معنی است.
    تأمل درون موجب نیل به «من» صرف و خالص است. «من» خالص در استقلال کامل از «غیر من» محقق است بنابراین برای تحقق «من» نفی «غیر من» ضرورت دارد بنابراین میان «من» و «غیر من» جدالی دائمی برقرار است که البته خاتمه دادن به آن آسان نیست. به این ترتیب رابطه «من» و «غیرمن» از نوع سلب و ایجاب است و«غیر من» به واقع حدود گوناگون «من» خالص است.
    یک قول درباب رابطه بنیادین «من» و «غیرمن» آن است که من صرف مطلق است و به امری از امور اعم از برتر یا فروتر مشروط نیست. قول دیگر آن که «من» و «غیرمن» اموری متعارضند که «غیر من» در «من» متحقق و به آن قائم می گردد با این کیفیت که شئ خارجی («غیرمن») به آگاهی تحول می یابد و موضوع آن به ذات («من») راه میابد. در این صورت «من» همان آگاهی است و «غیرمن» جهان یا طبیعت.
    به این ترتیب «من» حوزه حریت (از «غیرمن») و«غیرمن» حوزه حتم و ضرورت (حدود) «من» است و از همین جا انسان مسئول و حامل امانت الهی است و جهان پیش از آنکه جهان بوده باشد انسان است

  3. فاطمه گفت:

    با سلام
    حدود ۱ سال پیش لطف کردید و برای من فایل صوتی برنامه را ارسال نمودید. از شما خواهش میکنم فایل صوتی جدید یعنی ۱۰۰ قسمت برنامه سوم معرفت از سخنان دکتر دینانی عزیز را برایم ارسال نمایید. با سپاس از خبررسانی شما و همچنین پیگیری های شما از دوستان… باز هم سپاسگزارم.

    • فاطمه خانم؛ لطف کنید آدرس کامل پستی را از طریق فرم “ارتباط با ما” دوباره برامون بفرستید. چون ما به اندازه زیادی ارسال پستی داشته ایم و نتوانستیم ایمیل قبلی تون را پیدا کنیم

  4. فاطمه گفت:

    سلام، از پاسخ شما بسیار سپاسگزارم. این اولین سایتی است که بلافاصله پاسخ میدهند و من خدا را شاکرم که با این سایت آشنا شدم.

    تهران -……..

  5. فاطمه گفت:

    کد پستی: ……..

    آیا در قبال آن مبلغی باید بپردازم؟

  6. فاطمه گفت:

    بی نهایت سپاسگزارم…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *