همایش بزرگداشت روز شیخ اشراق
۱۳۹۵-۰۵-۰۷
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
برنامه معرفت پانزدهم مرداد ۱۳۹۵
۱۳۹۵-۰۵-۱۶
نمایش همه

برنامه معرفت هشتم مرداد ۱۳۹۵

کنت کنزا مخفیا فأحببت أن اعرف
مشخصات فایل

نام فایل: شرح و بررسی کتاب من و جز من اثر دکتر دینانی

موضوع برنامه: شناختن و شناخته شدن

مدت زمان برنامه: ۴۰ دقیقه

حجم فایل تصویری با بهترین کیفیت: ۲۰۰ مگابایت (MP4)

حجم فایل متنی: به زودی

حجم فایل صوتی: ۱۸ مگابایت (MP3)

مختصری از متن برنامه:

اگر انسان مخیر باشد میان اینکه همه چیز را ببیند ولی هرگز دیده نشود و یا برعکس دیده شود، ولی هرگز چیزی را مشاهده نکند، کدام یک از این دو طرف را برمی گزیند؟ ممکن است کسانی بگویند: «ما دوست داریم همه چیز را ببینیم، اگرچه هرگز دیده نشویم» و برعکس کسانی باشند که بگویند: «ما می خواهیم دیده شویم اگرچه هرگز نتوانیم چیزی را ببینیم» وقتی از دیدن و دیده شدن سخن می گوئیم، منظور فقط رویت و مشاهده نیست، بلکه شنیدن و شنیده شدن و به طور کلّ، فهمیدن و فهمیده شدن نیز از مصادیق همین پرسش به شمار می آیند.

لینک دانلود
Video-DownloadText-DownloadSound-DownloadYoutube-download

Dr Dinani's Channel... Join Our Channel

1 دیدگاه

  1. مصطفی گفت:

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما عزیزان گرداننده سایت دکتر دینانی
    در ابتدا خالصانه و از صمیم قلبم برای حضرت استاد حکیم دینانی از درگاه خداوند متعال سلامتی و طول خواستارم
    باور کنید که مطمئنم و ایمان دارم که جوان های بسیار بسیار زیادی چه دختر چه پسر مثل من هستند که آقای دینانی را دوست داشتنی ترین فرد زندگیشان میدانند و اگر یک هفته برنامه معرفت و به دنبال آن چهره دوست داشتنی ایشان را نبینند به شدت ناراحت و غمگین می شوند و آن هفته انگار یه جایش ناقص است و یه چیزی کم دارد
    این چیزی است که در طول این چندین سال حداقل به چشم خود بین دوستان هم سن و سال خود دیده ام برای همین ان را عرض کردم
    اما چیزی که الان میخواهم خدمتتان عرض کنم را با وجود اینکه اطمینان دارم خیلی ها با این نظر بنده موافق هستند ولی برای اینکه خدای نا کرده کسی دچار سوء برداشت نشود اجالتا از کوپن بقیه دوستان خرج نمی کنم و مایه نمیگذارم و فقط و فقط نظر و احساس شخصی خودم را بیان میکنم
    همیشه با خودم فکر میکنم برای جوان ۲۵ ساله ای مثل من که مثل خیلی های دیگر یک زندگی روتین و معمولی را تجربه کرده و سیر دبستان و دبیرستان و دانشگاه را سپری کرده و لابد بعدش هم شغلی و به دنبال آن مثل خواهر و برادر بزرگترش یا بقیه جوانهای فامیل ازدواج وبقیه داستان تا اخر عمر که تمامی هم ندارد
    پس بلاخره کی و چگونه و توسط چه کسی نفس و روح افسار گسیختیمان تربیت میشود و به جای سالها درس خواندن و درس دادن به ما توسط بزرگترهایمان و معلمهایمان برای اینکه به قولی آینده مالی فرزندان و جوانانشان تامین باشد ای کاش و باز هم ای کاش درصدد پاسخگویی به بزرگترین نیاز ما یعنی رسیدن به ارامش درونی و شناخت خود و خدای خود و رسیدن به معرفت بر می آمدند
    برای شخص من یک نفر این لطف توسط خدای مهربان به وسیله استاد دینانی رقم خورد که البته خدا را هم بابتش شکر
    اما راستش را اگر بخواهید نمیتوانم این حقیقت را کتمان کنم که پیگیری همیشگی این برنامه و این میزان علاقه و عشق به آن و ارادت به آن و متعهد بودن به آن صرفا برای فقط فلسفه یا فلسفه اسلامی دانستن یا چه میدانم معرفت و یا حقیقت دین یا دین شناسی و از این دست مسائل نبوده است
    شاید در یکی دو سال اول دیدن این برنامه آسان ترین و بی زحمت ترین راه بوده و یاآنکه این برنامه و در راس آن استاد دینانی نقش یک تلنگر اولیه را داشته اما بدون شک ادامه این راه در طول این سالها دیگر این چنین نبوده است چرا که برای فلسفه دانستن و یا درس دین خواندن میشود از هزاران استاد و مدرس این دو رشته استفاده کرد اما الحق و الانصاف خداییش استاد دینانی با همه فرق میکند بالاخره بین کسی که فقط انباشت اطلاعات و دانش ان حوزه است و خیلی هم به حرفهایی که میزند ایمان ندارد و چون ایمان ندارد و برای شخص خودش مسئله نبوده در طول عمر ش به دنبال تمام حقایق آن نرفته و رنجهای این راه را به جان نخریده و صرفا یک سری چیزها را حفظ کرده پس بر آن حوزه کامل مسلط نیست و روح و حقیقت ان را درک نکرده و نمی تواند راهبر و راهنمای خوبی برای خلق خدا و بندهایش
    باشد چرا که در این صورت همه را همراه با خود به پرتگاه نابودی میکشاند میشود حکایت همان زنبور بی عسل.
    اما حکیم دینانی به معنای واقعی کلمه عالم همراه با عمل هستند به هر حال کسانی که در این هفت هشت سال محضر ایشان را حتی از پشت قاب تلویزیون درک کرده باشند بر این مطلب شهادت و گواهی میدهند که از یه جایی به بعد انس و عشق و علاقه وافری به خود ایشان پیدا میکنند مثل خود من .
    اینکه گفته اند بی پیر مرو تو در خرابات هر چند سکندر زمانی عین حقیقته استاد دینانی برای شخص بنده نقش مرشد ویا مراد را دارد اینکه همه کارهای خودم را با متر ومقیلس سنجش ایشان اندازه گیری میکنم و سعی میکنم همان طوری رفتار کنم که دوست داشتنی ترین انسان زندگیم رفتار میکند همیشه با خودم میگویم اگر یک روز ایشان را از نزدیک ببینم به این عزیز دل میگویم استاد عزیز شما لااقل روی من یکی چنان تاثیری گذاشته اید که به نظرم کاری که باید میکرده اید را کرده اید و این طور نیست که خدای نا کرده فکر کنید تمام دوستداران و عاشقان شما صرفا شما را برای این میخواهند که تخلیه علمی کنند و هی از شما سوالهایشان را بپرسند
    و شما را هی به زحمت بیندازند نه خیر این طورنیست به نظر من شما ما را به اندازه کافی سیراب کرده اید و از اینجا به بعد وجود خودتان را عشق است استاد و سرتان به سلامت و اینکه ما نمک نشناس نیستیم و بالاخره ما هم دلی داریم و به شما دل بسته ایم ان هم از نوع شدیدش و خوب مسلم است که دوری یار رنج اور است
    من که برای شما نمیتوانم کاری بکنم چون شما آنقدر جایگاهتان پیش خدا بالاست که نیازی به ما بچه هایتان ندارید اما چه این این حرفم درست باشد چه غلط به خود خدا سوگند که یکی از دعاهایم همیشه و در همه حال این است که با کمال رضایت و خشنودی ۱۰ سال از عمر معمولی و خیلی کم برکت من را کم کند و ان را معادل سازی کند و هر چقدر که خودش صلاح میداند به عمر با برکت شما پدر عزیزم اضافه کند شاید اینجوری گوشه ای از محبتهای شما را بتوانم جبران کنم هر چند که میدانم قابل جبران نیست استاد و پدرآرزوهایم امیدوارم خدا سایه شما را از سر ما و همه ی جوانهای این مملکت کم نکند چرا بد به شما محتاجیم و بد جوری به شما دل بسته ایم و این نه تقصیر ماست نه شما . شما انقدر دوست داشتنی هستی که ناخود آگاه همه را شیفته خودتان میکنید به قول معروف کار دل است دیگر کاریش نمیشود کرد.

    در امان خدا یا علی- مصطفی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا معادله را حل کنید *